چرا؟؟؟؟؟؟؟
با خود اندیشه فردا کردم
که چرا خلق شدم اینگونه؟
که چرا انسانم؟
که چرا من هستم ؟
و چرا وچرا وچراهای دگر
زندگی چیست خدا؟
یا چرا خلق شده عشق و بی تابی ها؟؟؟؟
یا چرا میبینم؟ من چرا میشنوم ؟
یا چرا هست صدایی که من بشنوم ان را ؟
یا چرا من سخن میگویم؟؟
پس چرا نیست کسی که صدایم را به گوشش برسانم؟
یا چرا فکر به من داده خدا؟
خلقت من از کدامین نوع است؟
پس کجا رفت کجاست؟
تو بگو کو؟ کجاست؟
اختیاری که از با من میگویند کو؟
من نمیخواهم باشم
چون نمیدانم چرا؟
انتخاب من چه شد؟؟؟؟
کیست پاسخ دهد این آیا را؟
آیا من هستم؟؟؟؟
من چه هستم ؟ چه کسی میداند
چه کسی دریافت این واقعه را؟؟؟؟؟؟
چه غمی؟ شادی چرا؟
پس چرای من کو؟؟؟؟؟؟؟
کو جواب این چرا؟؟؟؟؟؟
خسته ام از این غم
از غم گنگی و عجز پاسخ
چه کسی میداند؟
که چرا انسان است؟
که چگونه باید ادم باشد؟
که چرا او هست و که چرا من هستم؟؟؟؟؟؟
چه کسی میشکند عجز پاسخ به سوال من را؟؟؟؟؟؟؟
قلب کوچکم را به چه کسي بدهم؟